تبلیغات
عاشقونه هام حروم شد...
عاشقونه هام حروم شد...
یه افق، یه بی نهایت،کمترین فاصله مونه


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.
قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است
 بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند
.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است


گفتمش دل میخری ؟
پرسید چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده ای کرد و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز امدم او رفته بود
دل زدستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود


تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
میتوان گفت که من چلچله لال توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پر و بال توام . . .


به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد ودادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست


راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمی
هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم!
راز دل با آب گفتم تا نگوید با كسی!
عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم . . .


عشق تو چشمهای هم نگاه کردن نیست با چشمهای هم به زندگی نگاه کردنه.


عشق حقیقی مثل روح است افراد زیادی درباره آن صحبت میکنند ولی تعداد کمی آن را دیده اند.


دلم با عشق تو عاشق ترین شد.
 تمام لحظه هایم بهترین شد.
 ولی بی مهریت کار دلم ساخت
 . دل تنهای من تنها ترین شد ...


عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی،
دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی،
 غذا نیست که بهش ناخونک بزنی،
 رفیق نیست که بهش کلک بزنی
عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی


دلا! خوبان دل خونین پسندند دلا! خون شو که خوبان این پسندند


ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند...
عجب تلخ است، قصه ی عادت


گاهی وقت ها باید کم باشی تا کمبودت احساس شه نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت شه


یکی باش برای یک نفر ..... نه تصویری مبهم در خاطره های 100 نفر


مثل ساحل آرام باش تا دیگران مانند دریا بیقرارت باشند.

 

از با تو بودن ، دل عادتی ساخت که هرگز بی تو بودن را باور ندارم !

 

غمگین و بیقرارم ، زخمی تز از 3 تارم ..... وقتی تو را ندارم نفرین به هرچه دارم

 


روزم سپری شد به امیدی که شب آید .....
شب آمد و دیدم به دلم تاب و تب آمد .....
ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا ......
در حسرت دیدار تو جانم به لب آید !!


داستان زندگی من قصه ای است که متن آن وجود توست و پایانش نبود توست


غم اگر ترکم کند تنهای تنها میشوم .... تو اگر ترکم کنی رسوای عالم میشوم


یادمان نرود که ما برای یک بار ایستادن هزار بار افتاده ایم !


بر دوش دلم بار غمت سنگین است ....
دور از تو همیشه قلب من غمگین است ....
آن شب که دلت شکست یادت باشد ....
تاوان شکستن دل من این است


مهرت ای دوست زمانی ز دلم پاک شود که همه پیکر من زیر زمین خاک شود


آسمون به دریا گفت این بالا خیلی خوبه ، همه جا را میشه دید ....
دریا گفت این پائین از اون بالا هم بهتره چون فقط تو رو میشه دید


قلب کوچکم هنوز چشم انتظار توست ....
گرچه بی وفا شد باز بیقرار توست


دوشاخه گل یا جام مستی ....
قربان شما هرجا که هستی ...

 

 

در مکتب ما رسم فراموشی نیست ....
در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست ....
مهر تو اگر به هستی ما افتاد ....
هرگز به سرش خیال خاموشی نیست


در مرام ما رفیقان نیست رسم ترک دوست ....
عهد با هر کس ببندیم جانمان در دست اوست


بیا تنها هوادار دلم باش ....
یگانه گل به گلدان دلم باش .....
 به وقت غم پرستاری ندارم ....
 بیا جانا پرستار دلم باش


مهربانی را اگر قسمت کنند من یقین دارم به ما هم میرسد ....
آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم میرسد

آسمان وقف نگاهت گل من ...... ‌
مانده ام چشم به راهت گل من ......
هر كجا هستی و باشی گویم ......
 كه خدا پشت و پناهت گل من


مهم نبوده سوختنم ، دور از تو پرپر زدنم .....
 مهم تو بودی عشق من، نه قصه شكستنم ......
 به افتخار عشق تو میگم كه بازنده منم .....

 

نمیگم دلم اسیره نمیگم پیش تو گیره .....
من میگم اگه نباشی دلم از غصه می میره


عطر حرفات واسه من بوی گل شقایقه .....
 تو رو دیدن واسه من قشنگ ترین دقایقه


غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر .....
شادم كه جز این نیست مرا همدم دیگر


یکی در آرزوی دیدن توست ،
 یکی در حسرت بوسیدن توست ....
 ولی من ساده و بی ادعایم ،
 تمام هستی ام خندیدن توست


هر کدوم از ما چون فرشتگانی با 1 بال هستیم ،
تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم


نگو هرگز خدا حافظ که از تنهایی بیزارم ...
ز پیش من نرو هرگز که من تنها تو را دارم


در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی ....
تا نگردد رایگان عشقت گروگان کسی

از شب پرسیدم چه بنویسم برای کسیکه دوستش دارم ؟
گفت بنویس بی تو فردایی ندارم

سودای دلم قسمت هر بی سر و پا نیست .....
خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست

تقدیم به آنکه محبتش در خاطرم ،
 خاطرش در یادم و یادش دردلم زنده است


سعی کن به آنچه دوست داری برسی
 و گرنه مجبوری به آنچه رسیدی دوستش بداری


خودم : شمع ....
دلم : غریب ....
 کوله بارم : حسرت ....
گناهم : عشق ....
 عشق و امیدم : دیدار تو


بزرگترین ارتفاعی که باعث مرگم میشه افتادن از چشم توست


خط عشق : یعنی راهی که در آن وقتی پا گذاشتی هرچی داری ازت میگیره و داغونت میکنه!!!!


عابر شهر چشاتم دل من اهل ریا نیست ....
اونی که مثل تو باشه حتی توی قصه ها نیست


تنها دارویی که دو خاصیت داره چشمای نازته که هم آروم میکنه هم داغون


ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدیم هیچ چیزی تلختر از ندیدنت نیست


گر مستی چشمان سیاه تو گنا ه است ، من طالب آن مستی و خواهان گناهم

 

دوستم بدار آنقدر که دوستت دارم ،
فراموشم نکن که دوستت داشته باشم


یک شاخه گل یک دنیا مهربونی ،
تقدیم به توکه هم گلی هم مهربونی

وقتی کسی به دل نشست ،
نشستنش مقدس است ،
 حتی اگر نخواهدت
نفس کشیدنش بس است


صفحه ساعتم را تیره میکنم تا نبینم لحظات بی تو بودن را

کندوی باغ هستی بی تو عسل ندارد ...
 بی تو کتاب عشقم ضرب المثل ندارد

ما فقیران قلبمان بی کینه است ...
دوستی با هرکه کردیم جای آن در سینه است

کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه هاش ،
اونوقت هر یک ساعت یک بار به هم میرسیدیم


از با تو بودن ، دل عادتی ساخت ، که هرگز بی تو بودن را باور ندارم


از دست زمانه تیر باید بخوری ....
 دائم غم ناگزیر باید بخوری ....
صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست ....
 بچه تو هنوز شیر باید بخوری

دفتر نقاشی من تو شهر غم گم شده ...
به کی بگم ؛ با معرفت دلم برات تنگ شده !!!

بمیرد انکه غربت را بنا کرد ....
 تو را از من مرا از تو جدا کرد


عشق تو به تار و پود جانم بسته است .....
 بی روی تو درهای جهانم بسته است

در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ،
صدف های رنگین خیال را می کاوم ،
شاید مروارید رویای تو را در آن یابم


یادت باشه وقتی بارون اومد صورتتو ازش دریغ نکنی ،
 چون از آسمون تا زمینو به امید بوسیدن تو اومدن


آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم ...
آن عهد که بستیم به پیمانه شکستیم ...
 ای فاتح هر قلب همان طور که گفتی ...
 ما عهد شکستیم ولی دل نشکستیم ...

خدایا نسیم نوازش کجاست ...
کویرم ، سرآغاز بارش کجاست ....
 بیا تا به لبخند عادت کنیم ...
به این راز پیوند عادت  کنیم ....
بیا ساده مثل چکاوک شویم ...
بیا باز گردیم و کودک شویم


تو دریایی و من موجی اسیرم ....
که می خواهم در آغوشت بمیرم .....
 بیا دریای من آغوش بر کش .....
نمی خواهم جدا از تو بمیرم


اگر می دانستی چه قدر دوستت دارم ،
 هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی ، رنگین کمان من ....


برای زندگی کردن دو چیز لازم است :
 قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری


اگر دنیا پر از عاشق نباشه ....
 تو این دنیا دل صادق نباشه .....
همون بهتر که این دنیا نباشه ....
 زمین و آسمون یکجا فنا شه

عشق، نردبانی است که ما را از خود بالا می کشد ....
عشق، همان فعل انفعالی است که در برابر گل سرخ به ما دست می دهد .....
عشق ، عزرائیل زیبایی است که رسید ، جسم ما را می گیرد و قبض روح را امضا می کند ....
عشق، اولین آهی است که در آیینه کشیده ایم .....
عشق ، اولین حقوق ما از باجه معرفت است .....
عشق ، خرید و فروش با پای عاشق و معشوق است


قلب من یک جاده تاریک بود ....
 با تو قلبم کلبه پیوند شد ....
 اشک هایم مثل نیلوفر شکفت ....
حاصلش یک اسمان پیوند شد


جاده عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده می باشد .....
از عاشقانی که قصد سفر در این جاده را دارند ،
 خود را به زنجیر محبت و صمیمیت مجهز کنند .
 پلیس راه عاشقان

 

عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه .
 پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی هیچ وقت بهش دست نزنی ،
 اما اگه بهش دست زدی سعی کن طاقتش رو داشته باشی که تو دستهات نگهش داری


عشق یعنی حسرتی در یک نگاه .....
عشق یعنی غربتی بی انتها .....
عشق یعنی فرصت اما کوتاه ....
عشق یعنی مرگ اما بی صدا

عشق یعنی: چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست... ؛
و چون برف ، ذوب شدن بر غم های دوست

عاشق سر مست و بی پروا منم .....
بی خبر از خیش و از دونیا منم .....
 بس که با جان و دلم آمیختی ......
کس نداند این تو هستی یا منم...؟؟؟

میدونی فرق تو با خون چیه ؟
 خون میره تو قلب و بر میگرده
ولی تو رفتی تو قلب و بر نمیگردی


همیشه با غمت من در ستیزم .....
به این خاطر همیشه اشک ریزم .....
 به هر برگ گلی این را نوشتم : .....
تویی امید من تنها عزیزم


لاک پشت ها هم عاشق میشن ولی تحمل درد عشق براشون راحته ،
چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه

کاش میشد بر جدایی خشم کرد ....
 شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد ....
 کاش میشد خانه ای از مهر ساخت .....
مهربانی را در آن سرمشق کرد


وقتی می خواهم بگویم چقدر برایم عزیزی ، واژه ها کم می آورند
 به همین جهت ساده می گویم که دوستت دارم

میدونی بهترین دوست کیه ؟
 اونی که اولین قطره اشک تو رو میبینه ،
دومیشه پاک میکنه ،
سومیشو تبدیل به خنده میکنه

 

فاصله گرفتن از آدمهایی که دوستشان داریم بی فایده است ،
 زمان به زودی به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آنها نداریم


هیچ گاه یک برگ سفید را قاب نمیگیرند ،
 برای قاب گرفتن باید حرفی برای گفتن داشت

گرمترین احساست را تقدیم کسی کن که ، همواره در سردترین لحظه ها به یاد تو بوده است


اگه مثل شپش توی موهام باشی ، قول میدم برای موندنت تا آخر عمر حموم نرم

 

من پر از حرف سکوتم .....
 خالیم رو به سقوطم ....
بی تو و آبی عشقت ....
تشنه ام ، کویر لوتم


پلک نمیزنم ، نکند به اندازه یک چشم برهم زدن ، چشم از دلم برداری


رو غبار پشت شیشه ، اسم خوبت رو نوشتم .....
مثل هر روز و همیشه اینه انگار سرنوشتم ....
رو تن سرد درختا ، اسممون رو حک میکردم ....
 به امید روز دیدار به تو هرگز شک نکردم


عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پایان آب را پر از بوسه های بی پاسخ میکند


من آن تنهای شبگردم که در پس کوچه قلبم به دنبال تو میگردم


اگر مردن سزای عاشقان است ، برای مردنم هر شب دعا کن


شمع سوزان تو ام اینگونه خاموشم نکن ....
گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نکن


وقتی قلبت شکست خرده هایش را یه گوشه نگه دار ،
 درسته که هیچ وقت مثل اولش نمیشه ولی شاید بتونی تکه های گم شده قلب دیگری باشی

عاشق آن نیست که که عشق تکیه کلامش باشد ....
عاشق آن است که وفاداری مرامش باشد

با خون و غم نوشتم غربت مکان ما نیست ....
از یاد بردن دوست هرگز مرام ما نیست

 

 

 

درباره وبلاگ

آرشیو مطالب

آخرین مطالب

نویسندگان

نظر سنجی

پیوند ها

لینكستان

آمار سایت

 

<
منبع اصلی كدهای جاوااسكریپت
http://dariushkamani.blogfa.com


دانلود آهنگ در حال پخش

عاشقانه هایم

Blog Skin